تبلیغات
چند جرعه معنویت - اشتغال بانوان در «سمت خدا»- بخش سوم(پایانی)
چند جرعه معنویت
امروز:
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً
ضمن تشکر از بازدید شما،
از این پس « چند جرعه معنویت » را با آدرس fg-m.ir مشاهده کنید.

اشتغال بانوان در «سمت خدا»- بخش سوم(پایانی)


در تاریخ 19 و 26 فروردین و 2 اردیبهشت 93 مباحث خوبی در برنامه سمت خدا مطرح شد که به اشتغال زنان می پرداخت و در واقع جواب این پرسش بود که در جامعه اسلامی اشتغال زنان آری یا نه؟
فایل های تصویری و صوتی و متنی کامل این برنامه ها در سایت سمت خدا موجود می باشد.
من در اینجا با حذف حاشیه پردازی های برنامه، خلاصه ای از متن این سه جلسه را که منحصرا درباره اشتغال بانوان بود در سه بخش تهیه کرده ام که خواندن آن را به تمامی بانوان شاغل و غیر شاغل و کسانی که پیوسته به دنبال پیدا کردن شغل هستند پیشنهاد می کنم.

بخش سوم (پایانی)

برنامه سمت خدا

موضوع برنامه: بررسی ابعاد اشتغال بانوان
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمین حسینی قمی


تاریخ پخش: 02/02/93

ما در بحث هفته ‌ی گذشته و دو هفته گذشته مباحثی كه داشتیم پیام ‌های فراوانی بود. من فكر می‌ كنم شاید بعد از موضوع بانك ‌ها ما بیشترین پیام‌ ها را در این موضوع داشتیم. خیلی خوشحال هستیم از توجهی كه بینندگان عزیز داشتند و همینطور كه عرض كردم تقریباً 90 درصد با مباحث ما هماهنگ و موافق بودند. من باز تأكید می ‌كنم كه اگر دوستان محبت كنند، پیام‌ ها را روی سایت بگذارند، بینندگان عزیز دیگر هم ببینند كه وقتی ما می ‌گوییم: بیشتر بینندگان هماهنگ و موافق هستند، این قابل پذیرش باشد.
در پیام‌ ها آمده بود ما می ‌خواهیم مادری كنیم، می ‌خواهیم خانه‌ داری كنیم، می‌ خواهیم اولویت اول زندگی ما بحث مادر و مادری باشد. همه این حرف ‌ها را قبول داریم. ولی یكسری موانع هست كه شما باید آن موانع را برطرف كنید. من چند پیام را در دو بخش عرض می‌ كنم. البته بخش عمده ‌ی صحبت امروز من بحث دوم است. ولی در بخش اول یك اشاره‌ ی كوتاهی داشته باشم.
بعضی از پیام ‌ها این بود كه خیلی جالب توجه است. خانمی نوشته بود كه من شاغل بودم، كنار گذاشتم و وقتی الآن آن دوران به یاد من می ‌آید كه اشتغال داشتم و فرزند خردسال من از آغوش پر مهر مادر دور بود گریه می ‌كنم نوشته بود كه من شش ماه فقط مرخصی دوران زایمانم بود، طفل شش ماهه را باید روزی هشت ساعت، ده ساعت، می‌ گذاشتم و بعد از هشت ساعت دوباره در خانه سراغ فرزند خودم می ‌آمدم. الآن به یاد آن دوران كه می ‌افتم گریه می ‌كنم كه چرا چنین می ‌كردم؟
در بحث اشتغال یك مورد بحث مادری است. یك بحث هم همان بحث اشتغال جوان‌ ها است. اگر ما این مطالب را نگوییم و مخفی كنیم، به جایی كمك نكردیم. اینها واقعیت ‌های جامعه و زندگی امروزی ما است. می‌ شود با فرهنگ سازی صحیح كه كار رسانه و برنامه سمت خدا همین است، حداقل بخشی از مشكلات برطرف شود.
عزیزی فرمودند: من در یك اداره ‌ای رفتم و كاری داشتم، دو جوان به مدیر آن اداره مراجعه كردند. گفتند: شما آگهی استخدام دادید، ما برای استخدام آمدیم. مدیر فرمود: شما تحصیلات هم دارید؟ یكی گفت: بله من مهندسی عمران دارم، نفر دیگر هم گفت من لیسانس حسابداری دارم. گفتند: شما اشتباه آمدید، ما در اطلاعیه نوشته بودیم، اینجا مأمور نظافت می‌ خواهیم. گفتند: باشد. ما اطلاعیه را دیدیم و حاضر هستیم به همین شكل كار كنیم. كار به تحصیلاتمان نداریم، حاضر هستیم با همین مدرك كار كنیم. گفته بودند: حقوق ما همین حداقل حقوق كارگری وزارت كار است. 600 هزار تومان راضی هستید؟ گفته بودند: راضی هستیم، مانعی ندارد. فقط شما جا دارید به ما بدهید ما شب ‌ها بخوابیم؟ گفتند: برای چه؟ گفتند: برای اینكه ما متأهل هستیم، خانواده و فرزند هم داریم. در شهرستان هستند، آمدیم تهران یك جای خواب پیدا كنیم. گفتن اینها چیزی را حل نمی‌ كند. بگوییم حتماً مشكل حل می ‌شود كه دو جوان با تحصیلات، یكی لیسانس عمران، یكی مهندسی عمران، یكی حسابداری خوانده، ولی آمده به حداقل حقوق كارگری برای نظافت راضی است، فقط می ‌گوید: جای خواب هم به من بدهید. من یك لقمه نانی برای زن و بچه ‌ام در شهرستان بفرستم.
آمارها خیلی روشن است. صدها هزار جوان داریم كه لیسانس و فوق لیسانس هستند، دكترا دارند ولی اشتغال ندارند. یك شغل مناسبی ندارند. اگر ما بخواهیم این مشكل برطرف شود باید به این بحث جدی ‌تر بپردازیم و موانعش را برطرف كنیم.
باز در پیام ‌ها بود كه خانمی نوشته بود، من شاغل هستم، ولی هیچ راضی نیستم. حاضر هستم از شغلم صرف نظر كنم و بتوانم در ازای این انصراف از شغلم با یك جوان مؤمن ازدواج كنم. واقعاً مسأله ‌ی اول برای دخترخانم ‌ها ازدواج است و وقتی این حل می ‌شود كه پسران ما شاغل باشند. اگر پسر شاغل شد، هم مشكل ازدواج خودش حل می‌ شود، هم مشكل ازدواج دختران خانه ‌دار یا شاغلی كه فراوان هستند و نتوانستند ازدواج كنند، حل می‌ شود.
بحث ما بسیار خوب است و امیدوارم دیگران هم كمك كنند. یك خبر خوبی هم این هفته از دولت شنیدیم، كه یك لایحه ‌ای را برای بیمه ‌ی خانم ‌های خانه ‌دار دادند و گفتند: در صورت تصویب این لایحه 18 میلیون خانم خانه ‌دار تحت پوشش قرار می‌ گیرد. این خیلی مهم است. ما موارد بعدی را واقعاً از مجلس انتظار داریم. مجلس هم باید اینها را اهمیت بدهد.
در همین دو هفته اخیر دو، سه پست باز به بانوان دادند. دو فرماندار از بانوان در دو منطقه و یك شهردار در مركز یك استان سمت گرفتند. واقعاً اینها چه افتخاری است كه ما این را در بوق و كَرنا كنیم كه در یك هفته ما سه نفر را فرماندار و شهردار كنیم! ما دیگر سراغ این حرف‌ های تكراری نخواهیم رفت.
این موانع باید برطرف شود. یكی از پیام ‌هایی كه واقعاً پیام تكان دهنده ‌ای بود، خانمی نوشته بودند كه من افتخار می ‌كنم خانه ‌دار هستم، مادر هستم و چهار فرزند تحصیل كرده دارم. مادر خوبی بودم و بچه ‌هایم سر و سامان پیدا كردند. اما رسانه ‌ها كاری كنند كه خانم خانه‌ دار از خانه ‌دار بودن خودش خجالت زده نباشد. من مادری كردم، چند اولاد خوب برای جامعه تربیت كردم ولی فضای جامعه، مخصوصاً رسانه‌ ی ملی كاری نكند كه ما خجالت زده شویم. باز در همین پیام آمده بود كه نوشته بودند: شما در فیلم ‌ها و سریال ‌ها ببینید. نقش زن خانه ‌دار را به چه كسی می‌ دهند؟ این نكته‌ ها را باید رعایت كرد و واقعاً پذیرفت. نقش زن خانه ‌دار را به یك زن بیكار و فضول و بی‌ سواد می ‌دهند. اما در همین فیلم ‌ها اگر بخواهند یك خانم باكلاس را معرفی كنند، یك خانم شاغل را نشان می ‌دهند. این خانم نوشته بودند كه ما به خانه ‌داری ‌مان افتخار می ‌كنیم. ما به تربیت فرزندمان افتخار می‌ كنیم. افتخار می ‌كنیم كه آغوش ما برای فرزندانمان بوده است. ولی فضا هم نباید یك فضایی باشد كه ما خجالت زده باشیم، سربلند باشیم و افتخار كنیم. این از موانع خیلی مهم است.
در پیام ‌ها بود كه شما به آقایان بگویید وقتی خواستگاری می ‌روند، اولین سؤالی كه از دختر خانم می ‌كنند، خانم شاغل هست یا نه؟ اگر بنا باشد شاغل بودن جزء یكی از سؤالات باشد، دیگر می ‌شود ما روی شاغل نبودن این همه تأكید كنیم؟ تا الآن خانه و ماشین و شغل برای آقایان بود، حالا برای خانم ‌ها هم اشتغال مطرح شده است. البته این سوء استفاده‌ ی یك مرد است.
من نمی ‌خواستم این مطلب را عرض كنم، ولی چون در پیام‌ ها بود، من می‌ گویم. باز خانم‌ ها نوشتند: یكی از مشكلاتی كه در بحث اشتغال زنان است، ظلمی است كه به خانم‌ های شاغل در سر كار می‌ شود و سوء استفاده‌ هایی كه از خوبی خانم‌ ها می‌ شود. من باید اینجا دفاع كنم. خانم ‌ها به خاطر آن قلب پر محبت و عاطفه ‌ای كه دارند، در سر كار هم گاهی از خوبی ‌شان، از عاطفه ‌شان، سوء استفاده می ‌كنند.
چندی پیش من در یك شهرستانی بودم، یك خانمی آمد، سؤال خیلی عجیبی كرد. گفت: من 50 سال دارم. شوهر من از دنیا رفته است. دختر من بزرگ است، پسر من بزرگ است، یك آقایی آمده كه با من ازدواج كند، من هم گفتم: اول باید امتحان كنم كه شما اخلاقت درست است یا نه؟ ما یك ازدواج شش ماهه موقت كردیم. ولی الآن پشیمان هستم. گفتم: چرا؟ گفت: این مرد خیلی بداخلاق است. گفتم: خوب اگر این مرد بد اخلاقی است، شما هم كه اولاد دارید، چه لزومی دارد كه ازدواج را تمدید كنی؟ دیگر ازدواج نكن. مرد بد اخلاق را رها كن. گفت: این مرد مرتب می‌ گوید: اگر با من ازدواج دائم نكنی، من با تو نباشم، می ‌میرم. گفتم: خانم! گول این مردها را نخور. گفتم: من این مورد را خبر ندارم. ولی به طور كلی می ‌خواهم بگویم: گول مردها را نخور. بخشی از مردها شیاد هستند و از عاطفه‌ ی شما سوء استفاده می ‌كنند. گفتم: زن مظهر عاطفه است. حرف بزنی اشك زن جاری می ‌شود. چرا اسلام گفت: زن قاضی نباشد؟ برای اینكه اگر قاضی باشی یك قاچاقچی شیادِ اعدامی را بیاورند، گریه می ‌كند و می ‌گوید: این بار هم او را ببخشید. این عاطفه است و خدا اینطور آفریده است. اگر نبود كه مادر نمی ‌توانست باشد. نمی‌ توانست شب‌ تا صبح بالای گهواره من بنشیند. به این خانم گفتم: گول مردها را نخور!
خانم ‌های بسیاری پیام دادند كه ما وقتی اشتغال داریم یكی از مشكلات ما هم همین است. اذیت می ‌كنند. نقطه‌ ی مقابل هم دارد. گاهی خود خانم ‌ها موازین اخلاقی را رعایت نمی ‌كنند. من مشهد مشرف بودم، واقعاً از امام رضا(ع) و مردم مشهد، برای گفتن این مطلب عذرخواهی می‌ كنم. یك بلیط داشتم می ‌خواستم تاریخش را عوض كنم. گفتم: صبح زود به یك آژانسی بروم كه شلوغ نشده باشد و خلوت باشد. خدا می ‌داند وارد اولین آژانس كه شدم، دیدم یك خانم جوانی نشسته، بد حجاب هم بودند. طوری كه اگر روسری نبود، بهتر بود. این خانم به قدری آرایش غلیط كرده بود كه من فكر كنم خانم‌ ها در شب عروسی اینطور آرایش نمی ‌كنند. این چه اشتغالی است؟ 7 صبح بود. من وقتی چنین صحنه ‌ای را دیدم اصلاً داخل نرفتم. گفتم: یك آژانس دیگر می ‌روم. آژانس بعدی كه رفتم دیدم بدتر شد. آنجا یك نفر بود، اینجا سه نفر هستند. من سه تا آژانس رفتم همه به این وضع بودند. بالاخره آژانس چهارم موفق شدم و بلیط گرفتم. خانم‌ ها باید رعایت كنند. اگر اشتغال بر اثر صورت سوم كه ما هفته گذشته گفتیم، اگر خانمی با صورت سوم اشتغال پیدا كرد، نباید موازین را رعایت كند؟
ابوبصیر از اصحاب امام صادق(ع) نابینا است. ابوبصیر، معلم قرآن بود و به یك خانم درس قرآن می ‌داد. اشكال دارد كه یك پیرمرد نابینا معلم قرآن باشد؟ امام صادق(ع) فرمود: ابوبصیر، شنیدم سر جلسه ‌ی دَرست، جمله ‌ای گفتی، حرف زدی و یك شوخی كردی كه در آن جلسه خندیده‌ اند. «لَا تَعُودَنَّ إِلَیهَا» (وسایل‌الشیعه/ج20/ص198) الآن برای ما پیام می ‌آید كه شما چه دینی را تبلیغ می‌ كنی؟ یك پیرمرد نابینا، از اصحاب خوب امام صادق، یك شوخی سر كلاس قرآن كرده است. حضرت فرمود: دیگر حق نداری. همه ‌ی اشتغال ‌هایی كه هست همه همینطور است. خود خانم ‌ها پیام دادند. نوشتند بسیاری از مشكلات در زندگی ما به خطر همین چیزهایی است كه آقایان سر كار می ‌روند، رعایت نمی ‌كنند. گفتگو و خنده می ‌كنند و اینها همه عوارض دارد.
شما آمار طلاق ‌ها را ببینید. من خواهش می ‌كنم اگر می‌ شود همین شبكه سه دادگاه خانواده، یك كارشناس بیاورند آمار بدهند این طلاق ‌هایی كه الآن اتفاق افتاده است، چند درصدش به خاطر همین مسائل است. یك گزارشی بدهند. بنابراین این حرف درستی است كه ما باید واقعاً موانع خانه‌ داری و مادری را برطرف كنیم، و جامعه بپذیرد كه مادری یك افتخار است. این بخش اول صحبت من بود.
بخش دوم صحبت من، یكی از موانع مهم در بحث مادری مادران كه خیلی در پیام‌ ها آمده بود، شاید شصت درصد پیام‌ ها این بود، نوشته بودند كه ما خانه ‌دار هستیم، مادر هستیم، دسته‌ گل تربیت كردیم. فرزند تربیت كردیم، چهار پیام از میان هزاران پیام بخوانم. پیام اول نوشته: من خسته شدم، چه كنم؟ من شغلی ندارم، برای دریافت پانصد تومان از شوهرم باید هزار دلیل بیاورم كه پانصد تومان به من بدهد. این درست است؟ می ‌گوید: حق با آنهایی نیست كه شاغل هستند و یك پولی دارند؟ ما می ‌خواهیم مادر باشیم. گرفتاری ‌های اشتغال را می ‌دانیم. می ‌دانیم بچه ‌های ما اذیت می ‌شوند. ولی برای پانصد تومان باید هزار دلیل برای شوهرم بیاورم.
یك نفر دیگر نوشته بود كه من قدرت خرید یك روسری را ندارم. یك روسری می ‌خواهم بخرم، نمی ‌توانم. نباید اشتغال داشته باشم؟ اشتغال داشتم كنار گذاشتم. در پیام دیگری نوشتند كه من حتی برای ضروریات زندگی ‌ام، باید از خواهر و برادرم بگیرم و محتاج دست آنها هستم. آقایان این قسمت از حرف مرا گوش كنند. می‌ گوید: من محتاج هستم. باید دست من پیش برادر و خواهر و پدر و مادرم دراز باشد.
پیام دیگری كه باز من واقعاً متأثر شدم، نوشته بودند كه همسر من سه میلیون تومان درآمد دارد. با سه میلیون حقوق من از او تقاضا كردم كه ماهی بیست هزار تومان به من بدهد. برای سه میلیون حقوق  بیست هزار تومان زیاد است در اختیار همسرش بگذارد؟ آن دسته از مردانی كه اینگونه هستند، من تقاضا می ‌كنم سخن ما را گوش بدهند. من یك حرف حدیثی اخلاقی و یك حرف حقوقی دارم. از حدیث اخلاقی چند مورد بخوانم. بنا شد ما مهمان سفره‌ ی امیرالمؤمنین باشیم. حكمت 119 نهج‌ البلاغه، امیرالمؤمنین می ‌فرماید: «عَجِبْتُ لِلْبَخِیل‏» آن خانمی كه می ‌گوید: شوهرش ماهی پانصد تومان را به زور و به هزار دلیل می ‌دهد، این حدیث را گوش كند! پانصد هزار تومان نیست، پانصد تا یك تومان است. امیرالمؤمنین فرمود: «عَجِبْتُ لِلْبَخِیل‏» من از بخیل تعجب می ‌كنم. «فَیعِیشُ فِی الدُّنْیا عَیشَ الْفُقَرَاء» (شرح نهج‌البلاغه/ج18/ص315)، «وَ یحَاسَبُ فِی الآْخِرَةِ حِسَابَ الْأَغْنِیاء» در دنیا مثل گداها زندگی می ‌كند، نه خودش می ‌خورد و نه به دیگران می ‌دهد. مثل ثروتمندان باید جواب بدهد. جمع كرده و حاضر نشده خرج كند. بخیل است. فرمود: مثل گداها زندگی می‌ كند ولی فردای قیامت مثل ثروتمندان است.
من از همه عزیزان تقاضا می‌ كنم، آن آقایانی كه اینگونه هستند باید اصلاح شوند. پیامبر فرمود: «مَنْ مَنَعَ مَالَهُ مِنَ الْأَخْیارِ اخْتِیاراً صَرَفَ اللَّهُ مَالَهُ إِلَى الْأَشْرَارِ اضْطِرَاراً» (مستدرك/ج12/ص435) اگر كسی مال خودش به خوبان نداد، چه كسی بهتر از همسر است. چه كسی بهتر از فرزندان است. اگر مالت را به خوبان ندهی، خدا مالت را سمت اشرار می ‌برد. این حوادثی گه گاهی در زندگی پیش می ‌آید، نمی‌ خواهم بگویم همه عواملش این است. ولی یك بخش آن همین است. اگر گره به زندگی می ‌افتد، اگر می ‌بینیم كارمان درست نمی ‌شود، اگر می ‌بینیم پولمان را یك كسی خورده، یكی از دلیل‌ هایش شاید این باشد. اگر مالت را به خوبان ندهی، اشرار مالت را می خورند. اینجا نمی ‌دهی، جای دیگر گیر می‌ كنی.
حدیث سوم فرمودند: «مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ ضَیعَ مَنْ یعُولُ» (كافی/ج4/ص12) لعنت خدا بر آن كسی كه عیال خودش را ضایع می ‌كند. به آنها رسیدگی نمی ‌كند.
حدیث چهارم می ‌فرماید: «لَیسَ مِنَّا مِنْ وُسِّعَ عَلَیه» (مستدرك/ج15/ص256) از خانواده ما نیست كسی كه خدا به او وسعت داده ولی بر خانواده‌ اش سخت می ‌گیرد. اگر كسی ندارد، ما چندین بار گفتیم كه خانم ‌ها بسازند. اما تو كه داری، چرا؟ به همان مقداری كه داری چرا نمی‌ دهی؟ «ملعونٌ» دور از رحمت خداست. فرمود: «لَیسَ مِنَّا مِنْ وُسِّعَ عَلَیه‏».
حدیث پنجم از موسی بن جعفر(ع) است كه می ‌فرماید: «مَنْ دَخَلَ السُّوق‏» كسی بازار برود، «فَاشْتَرَى تُحْفَة فَحَمَلَهَا إِلَى عِیالِه» (وسایل‌لشیعه/ج21/ص514) تحفه ای نزد زن و بچه ‌اش بیاورد. روز زن و مادر تمام شد، بعضی به روی خودشان نیاوردند، هزار تومان دست به جیب نشد. همینطور ذخیره كن، آخرش ورثه می ‌خورند، وبالش برای تو می ‌ماند. به دست خودت بده.  چرا نمی‌ گذاری؟ چرا حاضر نیستی؟ آقا موسی بن جعفر (ع) فرمودند: اگر كسی به بازار برود، یك هدیه ‌ای برای زن و فرزندش بیاورد، «كَانَ كَحَامِلِ صَدَقَةٍ إِلَى قَوْمٍ مَحَاوِیج‏». یكی از باورهای غلط این است، خیلی ‌ها فكر می‌ كنند، كار خیر فقط این است كه به دیگران برسانیم. صدقه بدهیم، كمك كنیم، نه! چه كسی از زن و فرزند خودت محافظت می ‌كند؟
یك مثلی هست كه گاهی از این مثل استفاده غلط می ‌شود. استفاده‌ ی صحیحش اینجاست. چراغی كه به خانه رواست، به مسجد حرام است. اگر زن و فرزند تو محتاج و نیازمند هستند، حق نداری به دیگری كمك كنی.
خانم می‌ گوید: شوهر من رفته بیست میلیون تومان برای مسجد كولر گازی خریده است. این خانم قسم می‌ خورد كه شوهرش بیست هزار تومان به من نمی‌ دهد! من زن او هستم، گرفتار و نیازمند هستم، دستم جلوی برادرم دراز می ‌شود. به هزار تومان آنها نگاه می‌ كنم. این ثواب است كه تو برای مسجد بیست میلیون كولر گازی می‌ خری؟ این باورها باید اصلاح شود.
در بحث نفقات، از مراجع سؤال كنید كه نفقه اول بر چه كسی واجب است؟ نفقه اول برای همسر واجب است. اگر اضافه آمد به مادر می‌ رسد. ترتیب است، یكوقت آدم می ‌تواند هر دو را تضمین و تأمین كند، بسم الله! اما اگر بگوید: من ندارم، من پولی دارم یا باید خودم و همسر را اداره كنم، یا اینكه بخواهم به همسر بدهم، به مادرم هم بدهم. سؤال كنید كه اولیوت با چه كسی است؟ آقا شما ازدواج كردی و در برابر زن و فرزندت موظف هستی. اینها آینه تو هستند.
در روایت ششم می ‌فرمایند: «الْیدُ الْعُلْیا خَیرٌ مِنَ الْیدِ السُّفْلَى» (كافی/ج4/ص11) فرمود: دست بالا بهتر از دست پایین است. دست دهنده بهتر از دست گیرنده است. ولی حضرت فرمود: «وَ ابْدَأْ بِمَنْ تَعُول‏» در كار خیر از عیال خودت شروع كن.
من بارها گفتم. پول در صندوق صدقات كمیته امداد می ‌اندازد. صندوق صدقات از بهترین یادگارهای امام است، اما برای چه كسی است؟ برای كسی كه نیازمند خویشاوندانش نباشد. چه كسی می ‌تواند به خویشاوندانش كمك كند. كسی كه از همسر خودش گذشته باشد. زندگی همسر خودش را تأمین كرده باشد. من زندگی خودم و همسرم كامل تأمین است، بعد می ‌توانم سراغ دیگران بروم.
حدیث بعدی می ‌گوید: «أَرْضَاكُمْ عِنْدَ اللَّه‏» (كافی/ج4/ص11) خدا بیشتر از كسی راضی است، «أَسْبَغُكُمْ عَلَى عِیالِهِ» كه به زن و فرزندش بیشتر برسد. یك آقایی می ‌گفت: من وقتی می‌ خواهم نذر كنم، نذر زن و بچه ‌ام می ‌كنم. مگر حتماً باید نذر امامزاده كرد. فكر می ‌كنید اگر فقط نذر امامزاده كنید، حاجات شما برآورده می ‌شود؟ نذر زن و فرزندم می‌ كنم. این متن روایت است. خدا نكند ما بخواهیم حرف عوامانه بزنیم. روایت داریم كه امام صادق(ع) وقتی می‌ خواست دعا كند، «جَمَعَ النِّسَاءَ وَ الصِّبْیانَ» (كافی/ج2/ص487) زن‌ ها و بچه‌ ها را جمع می ‌كرد، می‌ فرمودند: من دعا می‌ كنم شما آمین بگویید. امام ولی خدا دعا می ‌كرد، می‌ فرمود: شما آمین‌ گوی من باشید. یك مرجع تقلید را با هزار گرفتاری برویم پیدا كنیم، آن بنده خدا هم هزار گرفتاری دارد، می‌ گوییم: آقا مریض دارم دعا كن. امام صادق زن و بچه را جمع می‌ كرد و می ‌فرمود: من دعا می ‌كنم، شما آمین بگویید. ما از اینها غافل هستیم. نذر زن و فرزندت كن و آنها را آمین‌ گوی دعایت قرار بده.
الآن خانمی پیام داده كه من به عمرم با همسرم به سفر نرفتم. شوهرم مرا هیچ‌ جا نبرده است. امام صادق(ع) به یكی از اصحابشان فرمودند: چرا امسال حج نرفتی؟ فرمودند: حج برو و هر سال زن و بچه ‌ات را به حج ببر. هر سال حج بردن كه جزء نفقه نیست. فرمود: هر سال این كار را بكن. این بخش اخلاقی بود.
بخش حقوقی را من باز برای مردان می ‌گویم. الآن نگویند: شما دارید یك اختلافی ایجاد می‌ كنید، خانم‌ ها توقعشان زیاد است. گفتم كه خانمی گفته بود: من برای پانصد تومان باید هزار دلیل بیاورم. نتوانستم یك روسری بخرم. دستم جلوی خواهر و برادرم دراز است. من به این مردها می ‌گویم. این از نظر اخلاقی بود. از نظر حقوقی هم یادشان باشد. فقط این نیست كه ما نصیحت كنیم.
در تحریر الوسیله امام جلد دوم است، در نفقه آنچه واجب است یك زندگی آبرومند است. نه یك زندگی بخور و نمیر! ما واقعاً فاصله گرفتیم. امام فرمودند: باید به خانمت نفقه بدهی. چه غذایی باید به او بدهی؟ فرموده: هر غذایی كه عادت امثالش است. دختر عمه‌ ها، دختر خاله ‌ها و دختر دایی ‌های این خانم چه غذاهایی تناول می ‌كردند؟ چه غذایی ملایم با مزاج اوست؟ ولو اگر بهترین غذا باشد، عین عبارت این است. امام فرمودند: اگر زن و همسر شما بهترین غذا را هرروز بخواهند، هر روز كباب برگ بخواهند. بگوید: با مزاج من این غذا می ‌سازد. من در زندگی پدر و مادرم بودم، دختر عموها و دختر خاله‌ ها اینطور زندگی كردیم. باید به بهترین نحو زندگی این خانم را اداره كنی. این فتوا است. در لباس فرمودند: ببینید خانم چه لباسی را می ‌پوشد؟ در لباس پوشیدن خانمت را اذیت نكن. حتی عجیب این عبارت این است. یك خانمی است در خانه ‌ی پدرش، مادرش، در خویشان و بستگانشان، لباس ‌های پر تجمل و زیبا می ‌پوشد، اسلام فرموده: اگر چنین لباسی می ‌پوشد، باید برایش لباس تجمل بخری. اینها صدقه نیست. اینها مستحب نیست. اینها بر مرد واجب است. مردهایی كه ازدواج نكردند، احكام نفقه را ببینند. اگر از عهده ‌اش برمی ‌آیند، ازدواج كنند. آقا شما رفتی یك خانمی را از خانواده‌ ای گرفتی كه وضعشان خوب است. لباس خوب می پوشد، غذای خوب می ‌خورد، بالاتر مسكن ‌اش است. امام فرموده: اگر این خانم بگوید: من می ‌خواهم در خانه ‌ی خودم تنها زندگی كنم. باید خانه‌ ی تنها فراهم كند.
باز امام فرمودند: «یجب ان كان ذات حشمة و شأن و من ذوی الاخدام» خانم شما در خانه‌ ی پدر و مادرش خدمتكار داشته است. نفقه ‌اش این است تو برایش خدمتكار بخری. یك خانمی بیاید خدمت او را بكند.
مخاطب من مردانی هستند كه به زنان خودشان رسیدگی نمی ‌كنند. من با مردانی كه به زنانشان اهمیت می ‌دهند، كار ندارم. در پیام‌ ها هست كه خانمی گفته بود: من بعد از سی سال زندگی مشترك نمی‌ توانم یك گل سر برای خودم بخرم. فتوای امام، فتوای یك فقیه است. می‌ گوید: اگر خانم در شرایطی بوده آنجا خادم داشته است. چند خادم داشته است. فرمودند: بعید نیست ما حتی چند خادم برایش تهیه كنیم.
حرف آخر من این است كه یادشان باشد، باز نگویند: آقا وضع مالی خانم ما خوب است و شاغل است. اگر خانم شما ثروتمندترین زن عالم باشد، ولی نفقه ‌اش باز هم با همین حدود، بر شما واجب است. شما نمی‌ توانی از زیر نفقه‌ اش فرار كنی. این قانون دینی است. قانون اسلام است. ما این حرف‌ ها را برای آنهایی می‌ گوییم كه بخیل هستند. آنهایی كه زن را مجبور كردند كه از اینكه شاغل نیستند، پشیمان باشند. شاغل نیستند ولی حسرت شاغل ‌هایی را می‌ خورند كه نیاز به شوهرانشان ندارند. زنی كه نوشته شوهر من جانش بر لب می ‌آید بخواهد یك پولی به من بدهد. یادمان باشد در فتوای فقها هست، اگر مردی گفت: نفقه چیست؟ چه كسی نفقه داده است؟ این حرف‌ ها چیست؟ فتوای فقها هست. عده ‌ای می ‌گویند: باید به حاكم شكایت كنید. بعضی از فقها مثل مرحوم گلپایگانی كه ایام سالگرد ایشان است، می ‌گویند: زن می ‌تواند تقاصاً خرج زندگی ‌اش را بردارد.
روایت داریم كسی آمد به پیامبر خدا گفت: یا رسول الله همسر من آدم بخیلی است. هیچ چیز به من نمی ‌دهد. حق دارم بروم از او بردارم؟ حضرت فرمودند: به اندازه متعارف زندگی ‌ات بردار. ما نمی ‌خواهیم كار به اینجا برسد. یادمان باشد كه مسأله ‌ی اخلاقی و حقوقی جای خودش است. إن شاءالله به اینجا نرسیم.
اجازه بدهید من بحث را جمع بندی كنم. إن شاءالله آقایان قبول می ‌كنند كه این بحث ‌های ما از سر خیرخواهی و دلسوزی است. هنوز هم دیر نشده، ایام ولادت حضرت(س) است، من روی سخنم با آقایانی است كه با سه میلیون درآمد، پرداخت 20 هزار تومان برایش سخت است. همین روزها جبران كنند، هنوز زمان هست. امروز یك كادویی تهیه كنید، اگر خدا را قبول دارید، این كار را بكنید. مخاطب ما سمت خدایی است. یعنی كسانی هستند كه دسته جمع آمدند ما را هم ببرند. خصوصاً اینكه این هفته مقام معظم رهبری هم روی نقش اولیه بانوان كه نقش مادری و خانه ‌داری هست، تأكید داشتند. این را باید فرهنگ‌ سازی كرد و إن شاءالله به این طرف حركت كنیم و در سال فرهنگ این دغدغه را برطرف كنیم.

بیانات مقام معظم رهبری (توجه به نهاد خانواده، اصلی ‌ترین مسأله‌ ی زنان 30/01/1393):
اگر می ‌خواهید برای مسأله ‌ی اساسی زن و مشكلاتی كه جامعه زنان در همه ‌جا از جمله كشور ما به آن دچار هستند، فكر كنید شرط اولش این است كه ذهنتان را از تفكرات غربی، تفكرات كلیشه ‌ای غلط متحجّر نو نما، ظاهر نو و باطن متحجّر، ظاهر دلسوزانه، باطن خائنانه، خودتان را باید از اینها خلاص كنید و نجات بدهید. فكر مستقل از تفكرات غربی داشته باشید. الزام دوم این است كه به متون اسلامی مراجعه كنید. واقعاً از متون و سنت و حدیث و دعا و از متون اسلامی و از كلمات و رفتار ائمه روی اصول و پایه‌ های اصلی اتخاذ كنید. در احصاء مسائل اصلی زنان، حقیقتاً به مسائل اصلی بپردازیم نه به مسائل درجه دو. پرداختن به مسأله ‌ی خانواده و به خصوص مسأله‌ ی سلامت و امنیت و آرامش و تكریم زن در محیط خانواده یكی از مسائل اصلی است. نگاه كنید در خانواده‌ ها عوامل سلب آرامش و سكینه روحی زن چه چیزهایی است. دنبال این باشید كه با شیوه ‌های گوناگون، با قانون، با روش‌ های تبلیغی اینها را برطرف كنید. این اساس قضیه است. زن در خانه مایه‌‌ ی آرامش مرد و مایه ‌ی آرامش فرزندان است. اگر خود زن برخوردار از آرامش روانی و روحی نباشد، نمی ‌تواند این آرامش را به خانواده بدهد. زنی كه مورد تحقیر و اهانت قرار بگیرد، مورد فشار كار قرار بگیرد، این نمی‌ تواند كدبانو باشد، نمی ‌تواند مدیر خانواده باشد. در حالی كه زن مدیر خانواده است. این مسأله‌ از اصلی ‌ترین مسائل است.

بخش اول را اینجا بخوانید.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منبع: samtekhoda3.ir
تنظیم و ویرایش:  fg-m.ir



 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
شنبه 18 شهریور 1396 11:03
Hello i am kavin, its my first occasion to commenting anywhere, when i read this piece of writing i thought i could also make comment due to this sensible paragraph.
سه شنبه 7 شهریور 1396 20:22
I'm not sure why but this website is loading incredibly
slow for me. Is anyone else having this issue or is it
a issue on my end? I'll check back later on and see if the problem still exists.
سه شنبه 7 شهریور 1396 15:24
My spouse and I stumbled over here by a different web
address and thought I may as well check things out. I like what
I see so now i'm following you. Look forward to looking into your web page yet again.
یکشنبه 5 شهریور 1396 07:30
It's going to be finish of mine day, but before ending I
am reading this impressive paragraph to increase my know-how.
دوشنبه 16 مرداد 1396 19:15
Excellent goods from you, man. I've understand your stuff previous
to and you're just extremely wonderful. I actually like what you have acquired here,
certainly like what you are stating and the way in which
you say it. You make it enjoyable and you still care for to keep it smart.
I cant wait to read much more from you. This is really
a terrific website.
سه شنبه 10 مرداد 1396 03:23
You really make it seem so easy with your
presentation but I find this topic to be really something which I think I would never
understand. It seems too complicated and extremely broad for me.

I am looking forward for your next post, I'll try to get the hang of
it!
شنبه 7 مرداد 1396 18:31
Magnificent goods from you, man. I have take into accout your stuff
previous to and you're just extremely wonderful. I really like what you
have bought here, really like what you are saying and the way in which through which
you say it. You're making it entertaining and you continue to care for to
stay it smart. I can not wait to learn much more from you.
This is really a wonderful web site.
یکشنبه 1 مرداد 1396 20:15
Way cool! Some extremely valid points! I appreciate you penning this post and the rest of the website is also very good.
جمعه 30 تیر 1396 21:02
Wow! This blog looks exactly like my old one! It's on a entirely different subject but it has pretty much the same page layout and design. Superb
choice of colors!
پنجشنبه 29 تیر 1396 03:27
For latest news you have to pay a visit internet and on web I
found this website as a most excellent website for latest
updates.
پنجشنبه 29 تیر 1396 01:31
It's not my first time to visit this web site, i am
browsing this site dailly and obtain fastidious data from here daily.
چهارشنبه 28 تیر 1396 11:01
You have made some really good points there.
I checked on the internet to find out more about
the issue and found most individuals will go along with your views on this website.
چهارشنبه 28 تیر 1396 10:53
Helpful information. Lucky me I found your website accidentally, and I'm shocked why this coincidence did not came about in advance!
I bookmarked it.
چهارشنبه 28 تیر 1396 10:10
whoah this blog is excellent i really like reading
your posts. Stay up the great work! You know, lots of people are searching
around for this information, you can aid them greatly.
چهارشنبه 28 تیر 1396 09:23
You are so awesome! I don't suppose I've read through something like that before.
So good to find another person with some unique thoughts on this topic.
Seriously.. many thanks for starting this up. This web site is one thing that is needed on the web, someone with a bit of
originality!
چهارشنبه 28 تیر 1396 05:42
Wonderful post! We will be linking to this particularly great article on our site.
Keep up the good writing.
شنبه 24 تیر 1396 00:11
I constantly emailed this weblog post page to all my contacts, as if like to read it next my
links will too.
جمعه 16 تیر 1396 17:42
Good way of explaining, and pleasant piece of writing to obtain facts regarding my presentation topic, which
i am going to deliver in university.
دوشنبه 12 تیر 1396 17:09
I drop a leave a response when I especially enjoy a post on a
website or I have something to add to the conversation. It's caused by the fire communicated in the article I browsed.
And after this post چند جرعه معنویت - اشتغال بانوان در «سمت خدا»- بخش
سوم(پایانی). I was actually moved enough to leave a comment :-)
I actually do have a couple of questions for you if it's allright.
Could it be only me or does it give the impression like some of the remarks come across like they are coming from brain dead
people? :-P And, if you are writing on other social
sites, I would like to keep up with you. Could you
make a list every one of your shared pages like your Facebook
page, twitter feed, or linkedin profile?
دوشنبه 5 تیر 1396 06:37
بسیار core از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن مناسب ابتدا آیا واقعا حل و فصل درست با من پس از برخی از زمان.
جایی در سراسر پاراگراف شما موفق به من مؤمن متاسفانه
تنها برای کوتاه در حالی که. من هنوز کردم
مشکل خود را با جهش در مفروضات
و یک خواهد را خوب به پر همه کسانی معافیت.
که شما که می توانید انجام من می قطعا تا پایان مجذوب.
شنبه 3 تیر 1396 16:26
Stunning story there. What happened after? Take
care!
شنبه 27 خرداد 1396 01:44
I am really thankful to the holder of this web page who has shared this enormous paragraph at
here.
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396 07:06
Hi there i am kavin, its my first occasion to commenting anywhere, when i
read this piece of writing i thought i could also make comment due to this brilliant piece
of writing.
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396 14:37
When I originally commented I seem to have clicked the -Notify me when new comments are added- checkbox and from now on every time
a comment is added I recieve four emails with the same comment.

Perhaps there is an easy method you are able to remove me from that
service? Kudos!
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396 12:56
Someone necessarily help to make critically articles I'd state.
This is the very first time I frequented your web page and so far?
I amazed with the research you made to create this actual submit amazing.
Fantastic process!
شنبه 2 اردیبهشت 1396 15:10
It's nearly impossible to find experienced people about this subject, however, you seem like you know what you're
talking about! Thanks
سه شنبه 29 فروردین 1396 14:37
bookmarked!!, I really like your web site!
یکشنبه 27 فروردین 1396 15:34
I am extremely impressed together with your writing abilities and also
with the format in your blog. Is this a paid theme or did you customize it
your self? Either way keep up the nice high quality writing, it's uncommon to
look a great blog like this one today..
یکشنبه 27 فروردین 1396 01:43
Hi there, I enjoy reading all of your article post.
I wanted to write a little comment to support you.
سه شنبه 22 فروردین 1396 13:56
This design is wicked! You obviously know how to keep
a reader amused. Between your wit and your videos, I was
almost moved to start my own blog (well, almost...HaHa!) Excellent job.
I really enjoyed what you had to say, and more than that, how you presented it.
Too cool!

نمایش نظرات 1 تا 30


معرفی وبلاگ
چند جرعه معنویت، یك وبلاگ معنوى است كـه با هـدف "دیــــن یـــارى" و انتقال و گسترش مفاهیم معنــوى اســلامى ساخته شده است.
... اللّهم عجّـل لولیك الفـرج...
مدیر وبلاگ::فائقه ::
جدیدترین مطالب
▪ مناره ۸۰ متری در کجای دین آمده است؟
▪ بنرهای متحرک احادیث امام رضا علیه السلام
▪ تلنگر 22: ما جزء 40 میلیون زائر کربلا تو اربعین هم نیستیم...
▪ فرهنگ بسیجی
▪ اشتغال بانوان در «سمت خدا»- بخش سوم(پایانی)
▪ اشتغال بانوان در «سمت خدا»- بخش دوم
▪ اشتغال بانوان در «سمت خدا»- بخش اول
▪ تلنگر 21: آخرین بازدید...؟
▪ سوم شعبان
▪ پوسترهای ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها و روز مادر
لینکستان
▪ PhdClass|تازه ترین ها|علمی و آموزشی
▪ پایگاه مداحی کربلایی محسن احمدی
▪ شهید گمنام
▪ پاسخ به تمامی شبهات
▪ دانشجویان و مهندسین عمران ایران
▪ دلنوشته یک کبوتر
▪ اشعار فاطمى
▪ شناخت رهبرى
▪ گوهر كمال، حجاب برتر
▪ هشتمین ستاره
▪ تقویم شیعه
▪ پایگاه آموزشی خبری آی تی گل نرگس
▪ .:: ابزاروبلاگ ::.
▪ قافله صبر و بصیرت
▪ یاد یار مهربـان
▪ عــلم و معرفـت
▪ حسینیه حضرت علی اکبر (ع)
▪ بانک دانلود و مطالب مذهبی
▪ *و شهید قلب تاریخ است*
▪ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ شوق پرواز
▪ نوین پلاست
▪ انجمن اسلامى دبیرستان شاهد ابـوذر غفـارى
▪ فــرماندهان عرصه اخـلاص
▪ مهدى بیــا
▪ دریچه
▪ نور حق
▪ مطالبی از سراسر اینترنت
▪ کانون فرهنگی منتظران مهدی
▪ به سوی بصیــرت
▪ تنها منجی
▪ سنگر بصیرت
▪ جوان و انتظار
▪ بصیرت صادق
▪ رئـیس جمـهور محبـوب من
▪ او خواهد آمد...
  همه لینکها

ابزار هدایت به بالای صفحه