تبلیغات
چند جرعه معنویت - نامه‌های تکان‌دهنده یک شهید برای فرار از گناه(قسمت دوم)
چند جرعه معنویت
امروز:
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً
ضمن تشکر از بازدید شما،
از این پس « چند جرعه معنویت » را با آدرس fg-m.ir مشاهده کنید.

نامه‌های تکان‌دهنده یک شهید برای فرار از گناه(قسمت دوم)

موضوع: دفاع مقدس ،

حدود یک‌ماه از این ماجرا گذشت تا این که دومین نامه امیر در تاریخ یکم دی ماه 1365، در حالی که در آستانه اعزام به جبهه قرار داشت و تنها چهار روز قبل از شهادتش در عملیات کربلای 4 بود، به مجله زن روز رسید.

متن نامه دوم:

بسم رب الشهداء و الصدیقین
خدمت خواهران عزیز و گرامی‌ام در مجله زن روز

سلامی به گرمای آفتاب خوزستان و به لطافت نسیم بهاری از این راه دور برای شما می‌فرستم. مدت‌هاست که منتظر نامه شما هستم؛ ولی تا حالا که عازم دانشگاه اصلی هستم، جوابی از شما دریافت نکرده‌ام. البته مطمئن هستم که شما نامه‌ام را جواب خواهید داد؛ ولی امیدوارم وقتی شما جواب بدهید، من در این دنیای فانی نباشم
.

حدود یک هفته بعد از این که برای شما نامه‌ای نوشتم و گفتم خواهر خوانده‌ام مرا ترغیب به گناه کبیره زنا می‌کند، شبی در خواب دیدم که مردی با کت‌و‌شلوار سبز در خیابان مرا دید و به من گفت: «امیر برو به دانشگاه اصلی، وقت را تلف نکن.» من این خواب را از روحانی مسجدمان سؤال کردم و ایشان گفتند که دانشگاه اصلی یعنی جبهه. من هم از این که خدا دست نیاز مرا گرفته بود و راهی به روی من گشوده بود، خوشحال شدم و حال عازم جبهه نور علیه تاریکی هستم. البته این نامه را به کادر دبیرستان می‌دهم تا اگر خوش‌بختانه شهید شدم و بعد از شهادت من نامه شما آمد، این نامه را برایتان پست کنند تا از خبر شهادت من آگاه شوید.

البته من نمی‌دانم حالا که این نامه را مطالعه می‌کنید، اصلا یادتان هست که در نامه قبلی چه نوشته‌ام یا این‌که کثرت نامه‌های رسیده شما موضوع نامه مرا در خاطر شما پاک کرده است. به هر شکل همان‌طور که در نامه قبلی هم نوشته بودم، پدر و مادر من آدم‌های درستی نیستند و رفتار و گفتار و کردارشان غربی است و خواهرخوانده‌ام هم که این موضوع را بعد از آمدن به منزل ما دید، فکر کرد من هم زود تسلیم می‌شوم؛ ولی او کور خوانده است.

من مدت‌ها با شیطان مبارزه کرده‌ام و خودم را از آلودگی حفظ کرده‌ام. ولی فکر می‌کنید که تا کی می‌توانستم در مقابل این شیطان دخترنما مقاومت کنم و برای همین و باتوجه به خوابی که دیده بودم، تصمیم گرفتم که خودم را به صف عاشقان حقیقی خدا پیوند بزنم و از این دام شیطان که در جلوی پایم قرار دارد، خلاصی پیدا کنم. من می‌روم اما بگذار این دختر فاسد بماند.

من فقط خوشحالم که حالا که عازم جبهه هستم، هیچ گناه کبیره‌ای ندارم و برای گناهان ریز و درشت دیگرم از خداوند طلب مغفرت می‌کنم. من می‌روم، ولی بگذار پدر و مادرم که هر دو دکتر هستند و ادعای تمدن می‌کنند، بمانند و به افکار غرب‌زده خود ادامه دهند. امیدوارم که به زودی از خواب غفلت بیدار شوند. من تا حالا به جبهه نرفته‌ام و نمی‌دانم حال و هوای آن‌جا چگونه است؛ ولی امیدوارم که خداوند ما بندگان سراپا تقصیر را هم مورد لطف خود قرار دهد و از شربت غرورانگیز و مست‌کننده شهادت به ما بنوشاند. این تنها آرزوی من است.

پدر و مادرم هیچ وقت برای من پدر و مادر درست و حسابی‌ای نبودند. همیشه بیرون از خانه بودند و از صبح زود تا نیمه‌های شب در حال کار در بیمارستان یا مطب خصوصی یا در مجلس‌های فسادانگیزی بودند که من از رفتن به آن‌ها همیشه تنفر داشته‌ام. هیچ‌وقت من محبت واقعی پدر و مادرم را احساس نکردم؛ چون اصلا آن‌ها را درست و حسابی ندیده‌ام. بعد هم که این دختر را پیش ما آوردند که زندگی آرام و بدون دغدغه مرا تبدیل به توفان مبارزه با گناه کردند. با این همه همان‌طور که گفتم خوشحالم که به گناهی که خواهرخوانده‌ام مرا به آن تشویق می‌کرد، آلوده نشدم.

ضمنا از طرف من خواهش می‌کنم به روان‌شناس مجله بگویید که در نوشته‌هایتان حتما این موضوع را به پدر و مادرها تذکر دهند که پدر و مادری فقط این نیست که بچه به دنیا بیاورید و آن‌وقت به امید خدا رها کنید؛ بلکه به آن‌ها بگویید پدر و مادری یعنی محبت و توجه به فرزند. امیدوارم من آخرین پسری باشم که از این اتفاق‌ها برایم می‌افتد. البته نمی‌دانم که این موضوع را خانم روان‌شناس باید بگوید یا کس دیگری. به هر صورت خودتان این پیام را به هر کسی که مناسب می‌دانید برسانید تا او در مجله چاپ کند.

قلبم با شنیدن کلمه شهادت تندتر می‌زند و عطش پایان‌ناپذیری در رسیدن به این کمال در وجودم شعله می‌کشد. همان‌طور که گفتم اگر خداوند ما را پذیرفت و شهید شدیم که این نامه را از طرف رئیس دبیرستان برایتان می‌فرستند و اگر لایق و شایسته رسیدن به این مقام رفیع نبودم و برگشتم، اگر نامه‌ای از شما دریافت کرده بودم، حتما جوابش را می‌دهم.

البته امیدوارم برنگردم؛ چون آن‌وقت همان آش است و همان کاسه. بیشتر از این وقت شما را نمی‌گیرم. برای من دعا کنید. سلامتی و موفقیت همه شما خواهران گرامی را از خداوند متعال خواستارم و در پایان آرزو می‌کنم که همه انسان‌های خفته، مخصوصا پدر و مادر و خواهرخوانده‌ام از خواب غفلت بیدار شوند و رو به سوی اسلام بیاورند. عرض دیگری نیست. خداحافظ و التماس دعا

والسلام علی عبادالله صالحین

برادرتان امیر 1/10/65

 

همان‌طور که امیر در نامه دوم آرزویش را کرده بود، جواب مجله زن روز به اولین نامه او، زمانی به دست مدیر دبیرستانش رسید که ده روز قبل، امیر به آرزوی بزرگ‌ترش رسیده بود.

جواب نامه این بود:

بسمه‌تعالی
برادر گرامی

سلام علیکم

حتما موضوع را با خانواده خود در میان بگذارید.زیرا آگاهی خانواده‌تان می‌تواند برای شما مؤثرباشد
.

موفق باشید

این نامه بنا بر آدرسی که امیر در نامه خود نوشته بود، به دست مدیر دبیرستانش رسید و او نیز دو روز بعد در جواب، برای مسئولان مجله زن روز نوشت:

بسمه‌تعالی
مجله محترم زن‌ روز

با سلام، برادر امیر در تاریخ 5/10/65 در عملیات کربلای 4 به شهادت رسیده‌اند. نامه شهید ضمیمه می‌شود
.

با تشکر
رئیس دبیرستان شهید -
16/10/65

                     برگرفته از سایت تبیان



 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
سه شنبه 3 مرداد 1396 19:52
I do trust all the ideas you have presented on your post.
They're really convincing and will definitely work. Still,
the posts are very short for beginners. Could you please prolong
them a bit from subsequent time? Thank you for the
post.
دوشنبه 12 تیر 1396 16:44
My brother suggested I may like this website. He was once
totally right. This put up truly made my day.
You can not consider simply how much time
I had spent for this information! Thank you!
دوشنبه 12 تیر 1396 16:44
My brother suggested I may like this website. He was once
totally right. This put up truly made my day.
You can not consider simply how much time
I had spent for this information! Thank you!
دوشنبه 12 تیر 1396 16:44
My brother suggested I may like this website. He was once
totally right. This put up truly made my day.
You can not consider simply how much time
I had spent for this information! Thank you!
دوشنبه 12 تیر 1396 16:44
My brother suggested I may like this website. He was once
totally right. This put up truly made my day.
You can not consider simply how much time
I had spent for this information! Thank you!
یکشنبه 4 تیر 1396 22:21
بسیار ریشه از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن دلنشین اصل آیا واقعا حل و فصل کاملا با من پس
از برخی از زمان. جایی در سراسر پاراگراف شما
در واقع قادر به من مؤمن متاسفانه فقط برای بسیار در حالی که
کوتاه. من با این حال کردم مشکل خود را
با فراز در مفروضات و یک ممکن است را سادگی به پر
کسانی که معافیت. در صورتی که
شما که می توانید انجام من را
مطمئنا بود مجذوب.
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396 19:13
Howdy! Someone in my Myspace group shared this site with us so I
came to give it a look. I'm definitely loving the information. I'm book-marking and will
be tweeting this to my followers! Outstanding blog and outstanding
design.
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396 14:28
I am regular reader, how are you everybody?

This paragraph posted at this web page is in fact fastidious.
شنبه 9 اردیبهشت 1396 19:10
Hi there to every one, for the reason that I am genuinely
keen of reading this weblog's post to be updated daily.
It contains nice information.
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 16:29
It's an remarkable post in favor of all the
internet people; they will obtain benefit from it I am sure.
شنبه 2 اردیبهشت 1396 16:43
I know this website offers quality based articles or reviews and extra
stuff, is there any other website which provides such stuff in quality?
چهارشنبه 7 دی 1390 10:41
باسلام.وبلاگ زیبا و جالبی دارین.میشه گفت معنویت تووبلاگتون هست.انیدوارم که هر پنج نفرتون که نویسنده اید البته دو نفرتون کم کار در رکاب امام زمان شهید بشید.اگه وبلاگم رو دیدید و خوشتون اومد لینکش کنید بهم بگیدتا لینکتون کنم.
سربلند باشید و پایدار.
http://majnonalhosein.mihanblog.com/
پاسخ چند جرعه معنویت :
علیك سلام. انشاالله خداوند به همه ی ما و شما توفیق شهادت عطا كند. آمین

با تشكر از توجه شما.
به روی چشم. لینك شما در لینكستان ما قرار گرفت.

اللهم عجل لولیك الفرج



معرفی وبلاگ
چند جرعه معنویت، یك وبلاگ معنوى است كـه با هـدف "دیــــن یـــارى" و انتقال و گسترش مفاهیم معنــوى اســلامى ساخته شده است.
... اللّهم عجّـل لولیك الفـرج...
مدیر وبلاگ::فائقه ::
جدیدترین مطالب
▪ مناره ۸۰ متری در کجای دین آمده است؟
▪ بنرهای متحرک احادیث امام رضا علیه السلام
▪ تلنگر 22: ما جزء 40 میلیون زائر کربلا تو اربعین هم نیستیم...
▪ فرهنگ بسیجی
▪ اشتغال بانوان در «سمت خدا»- بخش سوم(پایانی)
▪ اشتغال بانوان در «سمت خدا»- بخش دوم
▪ اشتغال بانوان در «سمت خدا»- بخش اول
▪ تلنگر 21: آخرین بازدید...؟
▪ سوم شعبان
▪ پوسترهای ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها و روز مادر
لینکستان
▪ PhdClass|تازه ترین ها|علمی و آموزشی
▪ پایگاه مداحی کربلایی محسن احمدی
▪ شهید گمنام
▪ پاسخ به تمامی شبهات
▪ دانشجویان و مهندسین عمران ایران
▪ دلنوشته یک کبوتر
▪ اشعار فاطمى
▪ شناخت رهبرى
▪ گوهر كمال، حجاب برتر
▪ هشتمین ستاره
▪ تقویم شیعه
▪ پایگاه آموزشی خبری آی تی گل نرگس
▪ .:: ابزاروبلاگ ::.
▪ قافله صبر و بصیرت
▪ یاد یار مهربـان
▪ عــلم و معرفـت
▪ حسینیه حضرت علی اکبر (ع)
▪ بانک دانلود و مطالب مذهبی
▪ *و شهید قلب تاریخ است*
▪ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ شوق پرواز
▪ نوین پلاست
▪ انجمن اسلامى دبیرستان شاهد ابـوذر غفـارى
▪ فــرماندهان عرصه اخـلاص
▪ مهدى بیــا
▪ دریچه
▪ نور حق
▪ مطالبی از سراسر اینترنت
▪ کانون فرهنگی منتظران مهدی
▪ به سوی بصیــرت
▪ تنها منجی
▪ سنگر بصیرت
▪ جوان و انتظار
▪ بصیرت صادق
▪ رئـیس جمـهور محبـوب من
▪ او خواهد آمد...
  همه لینکها

ابزار هدایت به بالای صفحه