تبلیغات
چند جرعه معنویت - نامه‌های تکان‌دهنده یک شهید برای فرار از گناه(قسمت اول)
چند جرعه معنویت
امروز:
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً
ضمن تشکر از بازدید شما،
از این پس « چند جرعه معنویت » را با آدرس fg-m.ir مشاهده کنید.

نامه‌های تکان‌دهنده یک شهید برای فرار از گناه(قسمت اول)

موضوع: دفاع مقدس ،

متن نامه اول:

به نام خداوند بخشنده و مهربان
خدمت خواهران عزیز و گرامی‌ام در مجله مفید و پربار زن روز

سلام من را از این فاصله دور پذیرا باشید. آرزو می‌کنم که در تمام مراحل زندگی‌تان موفق و مؤید و سلامت باشید. قبل از هر چیز لازم است از زحمات شما به‌خاطر فراهم آوردن این مجله مفید و سودمند تشکر کنم و باور کنید بدون تعارف و تمجیدهای دروغین، مجله زن روز بهترین مجله خانوادگی در سطح کشور و بهترین نشریه از بین نشریه‌های مؤسسه کیهان است. اما دلیل این که امروز در این هوای بارانی، این برادر کوچکتان تصمیم گرفت با شما درد دل کند مشکل بزرگی است که بر سر راهش قرار گرفته است. جریان را برایتان بازگو می‌کنم
.

من پسری هفده ساله هستم و در خانواده‌ای مرفه و ثروتمند زندگی می‌کنم؛ اما چه ثروتی؟! که می‌خواهم سر به تنش نباشد. پدر و مادر من هر دو پزشک هستند و از صبح زود تا پاسی از شب را در خارج از منزل سپری می‌کنند؛ تازه وقتی هم به خانه می‌آیند، از بس خسته و کوفته هستند، زود می‌روند و می‌خوابند. اصلا در طول روز یک‌بار از خود سؤال نمی‌کنند که پسرمان (یعنی من) کجاست؟ حالا چه‌کار می‌کند؟ با چه کسی رفت‌وآمد می‌کند؟ اما خوش‌بختانه به حول و قوه الهی من پسری نیستم که از این موقعیت‌ها سوءاستفاده کنم و خودم را به منجلاب فساد بکشانم.

البته این مشکل اصلی من نیست؛ چون من دیگر به این بی‌توجهی‌ها عادت کرده‌ام و از این که اصلا به من کاری ندارند که کجا می‌روم و چه می‌پوشم و با کی می‌گردم، تعجب نمی‌کنم؛ بلکه مشکل اصلی من از حدود یک سال پیش شروع شد. پدر و مادرم به دلیل این که من تنها بچه خانواده هستم و ضمنا وضع مادی‌شان هم خوب است، دختر خاله‌ام را که در خانواده‌ای متوسط زندگی می‌کند، به فرزندی که چه عرض کنم به سرپرستی قبول کردند. (البته لازم به تذکر است که دختر خاله‌ام هم هم‌سن خود من است.) بله از آن تاریخ به بعد مشکل من شروع شد و خانه آرام و ساکت ما که در طول روز کسی جز من در آن زندگی نمی‌کرد، تبدیل به زندگی پسری ـ که سعی در دور کردن هوای نفس دارد ـ با دخترخاله‌اش ـ که به مراتب از شیطان پست‌تر و گناه‌کارتر و حرفه‌ای‌تر است ـ ، شد.

تنها کارهای دخترخاله‌ام را در یک جمله خلاصه می‌کنم: «درخواست از من برای انجام بزرگ‌ترین گناه کبیره». می‌دانم که منظور من را حتما فهمیده‌اید و لازم به توضیحات اضافی نیست. همان‌طور که گفتم پدر و مادرم حدود هفده ساعت از روز را بیرون از منزل به‌سر می‌برند؛ یعنی از ساعت شش صبح تا یازده شب. من هم از ساعت هفت صبح تا یک بعدازظهر مشغول تحصیل هستم. یعنی حدود ده ساعت از روز را با دخترخاله‌ام در خانه تنها هستم و همان‌طور که گفتم، دخترخاله‌ام یک لحظه من را تنها نمی‌گذارد. دائما در سرم فکر گناه می‌اندازد. بارها در طول روز از من درخواست گناه می‌کند. البته من پسری نیستم که تسلیم خواهش و حرف‌های او شوم. همیشه سعی می‌کنم خودم را از او دور کنم؛ ولی او مانند شیطانی است که سر راه هر انسانی ظاهر شود، او را درون قعر جهنم پرتاب می‌کند و برای همین است که من از او احتراز می‌کنم؛ ولی او دست از سرم برنمی‌دارد.

تو را به خدا کمکم کنید. چه‌طور جواب حرف‌های چرب و نرم او را بدهم؟ من بعضی وقت”‹ها فکر می‌کنم که او شیطان است که از آسمان به زمین آمده تا تمام عبادات چندین ساله من را دود و نابود کند و سپس به آسمان برگردد. خواهران عزیز کمکم کنید! من چه‌طور می‌توانم او را سر راه بیاورم؟ هرچه به او می‌گویم دست از سرم بردار، گوشش بده‌کار نیست. هرچه به او می‌گویم شخصیت زن این نیست که تو داری انجام می‌دهی، اصلا گوش نمی‌کند. می‌ترسم آخر عاقبت کاری دست من بدهد. دوست ندارم که تسلیم او شوم.

باور کنید حتی بعضی وقت‌ها من را تهدید هم می‌کند. البته فکر می‌کنم همه این بدبختی‌ها به خاطر این است که من یک مقدار زیبا هستم. فکر می‌کنم اگر این موهای طلایی و پوست روشن را نداشتم، حتما این مشکل سرم نمی‌آمد. روزی هزار بار از خداوند درخواست می‌کنم که این زیبایی را از من بگیرد. دوست داشتم در خانواده‌ای فقیر زندگی می‌کردم و زشت‌ترین پسر روی زمین بودم، ولی این دخترخاله شیطان‌صفت در راهم ظاهر نمی‌شد که نمی‌گذارد تا قبل از ازدواج پاک بمانم. البته من که تا حالا تسلیم خواهش‌های او نشده‌ام؛ ولی می‌ترسم بالاخره من را وادار به تسلیم کند. خواهران خوبم! کمکم کنید نگذارید این برادرتان پاکی خود را از دست بدهد. بگویید به او چه بگویم و چه‌طور او را ارشاد کنم تا دست از هوای نفس خود بردارد و من را هم این‌همه آزار ندهد؟ چه‌طور او را مانند یک دختر مسلمان کنم و چه‌طور می‌توانم طرز فکر و رفتار و عقیده‌اش را تغییر دهم؟

ضمنا فکر نمی‌کنم که درمیان گذاشتن این مسأله با پدر و مادرم فایده‌ای داشته باشد؛ چون آن‌ها نه وقت و نه حوصله فکر کردن به این مسائل را دارند، تازه اگر هم داشته باشند، هیچ عکس‌العملی نشان نمی‌دهند. چون رفتار آن‌ها هم در بیرون از خانه دستِ‌کمی از رفتار دخترخاله‌ام در خانه ندارد. امیدوارم که هرچه زودتر مرا کمک کنید. خواهران گرامی! جواب نامه‌ام را به این آدرس به صورت کتبی بدهید که قبلا تشکر و سپاس‌گزاری می‌کنم.

با تشکر برادرتان امیر....

3/9/65 - ساعت 5/3 بعدازظهر

 

حدود یک‌ماه از این ماجرا گذشت تا این که دومین نامه امیر در تاریخ یکم دی ماه 1365، در حالی که در آستانه اعزام به جبهه قرار داشت و تنها چهار روز قبل از شهادتش در عملیات کربلای 4 بود، به مجله زن روز رسید...



 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
دوشنبه 6 شهریور 1396 13:17
Wow, this piece of writing is nice, my younger sister is
analyzing these things, thus I am going to convey her.
شنبه 31 تیر 1396 15:29
After I initially commented I appear to have clicked the -Notify me
when new comments are added- checkbox and from now on whenever a comment is
added I get four emails with the same comment.
Is there a way you are able to remove me from that service?
Kudos!
شنبه 3 تیر 1396 17:13
My brother suggested I might like this website. He was once entirely right.
This publish actually made my day. You can not believe simply how so
much time I had spent for this info! Thanks!
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396 19:14
Generally I do not learn post on blogs, but I would like to say that
this write-up very pressured me to check out and do it!
Your writing taste has been amazed me. Thanks, very great article.
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396 10:58
Have you ever thought about adding a little bit more than just your articles?
I mean, what you say is fundamental and
all. But just imagine if you added some great graphics or videos to give
your posts more, "pop"! Your content is excellent but with
images and video clips, this blog could certainly
be one of the very best in its field. Superb blog!
شنبه 9 اردیبهشت 1396 19:08
If you desire to improve your experience simply keep visiting this web page and be updated with the hottest news update posted here.
شنبه 9 اردیبهشت 1396 00:08
Hello, I read your blogs like every week. Your writing style is witty, keep it up!
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 16:04
May I just say what a comfort to uncover somebody who actually knows what they're discussing on the web.

You actually know how to bring a problem to light and make it important.

More people ought to check this out and understand
this side of the story. It's surprising you
are not more popular because you certainly have the gift.
شنبه 2 اردیبهشت 1396 16:40
WOW just what I was searching for. Came here by searching for
نامه‌های



معرفی وبلاگ
چند جرعه معنویت، یك وبلاگ معنوى است كـه با هـدف "دیــــن یـــارى" و انتقال و گسترش مفاهیم معنــوى اســلامى ساخته شده است.
... اللّهم عجّـل لولیك الفـرج...
مدیر وبلاگ::فائقه ::
جدیدترین مطالب
▪ مناره ۸۰ متری در کجای دین آمده است؟
▪ بنرهای متحرک احادیث امام رضا علیه السلام
▪ تلنگر 22: ما جزء 40 میلیون زائر کربلا تو اربعین هم نیستیم...
▪ فرهنگ بسیجی
▪ اشتغال بانوان در «سمت خدا»- بخش سوم(پایانی)
▪ اشتغال بانوان در «سمت خدا»- بخش دوم
▪ اشتغال بانوان در «سمت خدا»- بخش اول
▪ تلنگر 21: آخرین بازدید...؟
▪ سوم شعبان
▪ پوسترهای ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها و روز مادر
لینکستان
▪ PhdClass|تازه ترین ها|علمی و آموزشی
▪ پایگاه مداحی کربلایی محسن احمدی
▪ شهید گمنام
▪ پاسخ به تمامی شبهات
▪ دانشجویان و مهندسین عمران ایران
▪ دلنوشته یک کبوتر
▪ اشعار فاطمى
▪ شناخت رهبرى
▪ گوهر كمال، حجاب برتر
▪ هشتمین ستاره
▪ تقویم شیعه
▪ پایگاه آموزشی خبری آی تی گل نرگس
▪ .:: ابزاروبلاگ ::.
▪ قافله صبر و بصیرت
▪ یاد یار مهربـان
▪ عــلم و معرفـت
▪ حسینیه حضرت علی اکبر (ع)
▪ بانک دانلود و مطالب مذهبی
▪ *و شهید قلب تاریخ است*
▪ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ شوق پرواز
▪ نوین پلاست
▪ انجمن اسلامى دبیرستان شاهد ابـوذر غفـارى
▪ فــرماندهان عرصه اخـلاص
▪ مهدى بیــا
▪ دریچه
▪ نور حق
▪ مطالبی از سراسر اینترنت
▪ کانون فرهنگی منتظران مهدی
▪ به سوی بصیــرت
▪ تنها منجی
▪ سنگر بصیرت
▪ جوان و انتظار
▪ بصیرت صادق
▪ رئـیس جمـهور محبـوب من
▪ او خواهد آمد...
  همه لینکها

ابزار هدایت به بالای صفحه