تبلیغات
 وصیت نامه شهید جعفر کریمی
بنام خداوند بخشنده مهربان و بنام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و بنام كسی كه توان رزمیدن و جنگیدن و در آخر شهید شدن را در وجود ما نهاد و با سلام و درود بر منجی عالم بشریت مهدی موعود و نایب بر حقش پیر جماران و بعد از مولایش مهدی یگانه پرچمدار و بوجود آورنده انقلاب اسلامی ایران و با سلام و درود به رزمندگان جبهه نور علیه ظلمت و بر شهیدان اسلام.
خدایا تو را سپاس از اینكه در وجود ما این قدرت را نهادی كه بتوانیم به سویت گام بر داریم و از قافله ای که به سویت در عرض چندین سال جنگ می آیند و در حركتند و سردار و پرچمدار آنها مهدی كه پرچم سرخ لا اله الا الله در دست دارد عقب نمانم و بتوانم خود را به این كاروان برسانم و همچنین سپاسگزارم از اینكه نگذاشتی كه در اول جوانی و نادانی با آرزوهای زیاد ولی پوچ به راههای دور و دراز و گمراهی كشانده شوم، و مانند بسیاری از افراد جامعه كه الان نیز با گذشت چندین سال از جنگ و دادن صدها هزار شهیدی كه با ریختن خون خویش حماسه ای خونین مانند حماسه كربلای حسینی می آفرینند و به كارهای زشت و پلید ادامه می دهند.
اما چند كلمه ای به افراد جامعه خویش و دوستان و آشنایان، گر چه من كوچكتر از آن هستم كه بخواهم نوشته ای داشته باشم برای ملت شهید پرور بهار و دیگر مردم، ولی وظیفه ای كه شهیدان با دادن خون خویش بر دوش ما نهادند بر خود واجب دیده كه سخنانی با شما در رابطه با كار شما در پشت جبهه داشته باشم، سخنانم را با چند كلمه  از سخنان امام شروع می كنم كه فرمود: هر كسی كه توان رزمیدن را دارد واجب است به جبهه ها هجوم بیاورد.
آری برادران و خواهران گرامی كسانی كه توان رزمیدن و جنگیدن با دشمن تجاوزگر را دارند به جنگ بیایند جنگی ناخواسته، جنگی كه دشمنان ما بر ملت ایران تحمیل نمودند، جنگی كه باعث شهید شدن سران كشور، شهید شدن عده ای از روحانیون و بالاخره شهید شدن بسیاری از عزیزان شما كه آرزوهای بسیاری داشته اند. آری و كسانی كه نمی توانند به جبهه بیایند با ایثار و فداكاری و كمك نمودن به جبهه ها دین خود را به این جنگ و انقلاب ادا نمایند، آری می توانید با كمك خویش سهمی از این جنگ را داشته باشید.
و اما تو ای منافق كه با توطئه چینی در پشت جبهه می خواهی ملت را از راه منحرف نمایی بدان كه با ریختن خون شهیدی همچون دیگر شهیدان خون من و خون مردم به جوش می آید و با به جوش آمدن خون آنها چنان مشتی به دهان شما منافقین خواهند زد كه دیگر نتوانید از جا بلند شوید.
و اما چند كلمه ای با خانواده خویش: پدرم، مادرم و خواهرانم و تمامی فامیل هایم، نمی گویم در شهادت و تشییع جنازه من گریه نكنید تا می توانید گریه كنید برای من گریه كنید تا بغض شما خالی شود برای اینكه من نتوانستم برای شما پسری شایسته و اولادی نیكو باشم، در این چندین سال عمر.
 آری گریه كنید ولی نه در كنار منافقین كه موجب خوشحالی آنها شود در جای پنهان و در خفا گریه كنید كه بعد از من احساس هیچگونه نگرانی و تنهایی ننمایید و اما این فكر هم در مغزتان خطور نكند كه در آنجا پدر و مادری نبود در موقع جان دادن سرم را بر روی زانوی خویش قرار بدهد، ولی بر عكس رسول الله (ص) به عنوان پدر و فاطمه زهرا (س) به عنوان مادر و حسین (ع) بعنوان برادر و زینب (س) بعنوان خواهر در موقع جان دادنم سرم را بر روی زانو خواهند گرفت و اما این را هم بدانید كه من آگاهانه به این راه مقدس قدم نهادم و كسی مرا وادار به رفتن به این راه نكرد غیر از وظیفه ای كه شهیدان به روی دوش ما نهادند. دیگر مزاحم اوقات شریفتان نمی شوم و شما را بخدای بزرگ می سپارم.
در آخر یك وصیتی هم به پدر و مادرم دارم كه بعد از شهادت من برای من مجلس یادبودی نگیرند اگر هم خواستند بگیرند یك روز آن هم در مسجد به رسم اینكه آنهایی كه از دنیا رفته اند مراسم پر خرج و یادبودی كه خرج داشته باشد نگیرید. اگر خواستید پول آن را به جبهه هدیه كنید. خداحافظ       
جعفر (بهروز) كریمی                      

 تهیه کننده:   fg-m.ir | چند جرعه معنویت